تاریخ :2016 June 11 - 4:55 PM بازدید: 1,685 کد:1374
 
برنامه ریزی و سیاست گذاری آموزش عالی پس از برجام: نگاهی به تجربه مالزی

روابط عمومی رایزنی علمی ایران در شرق آسیا: یکی از مهمترین فرصت هایی که برجام برای کشور فراهم ساخت، موضوع بین المللی شدن آموزش عالی کشور و جذب دانشجویان خارجی است که برخلاف سایر حوزه ها همچون ورود به بازار تجارت بین المللی، نه تنها از موانع و دست اندازهای خارجی کمتری برخورد است، بلکه برعکس زمینه و پتانسیل بالایی در درون کشور برای آن وجود دارد.

در همین راستا، بلافاصله پس از به سرانجام رسیدن برجام، موضوع بین المللی شدن آموزش عالی کشور در چارچوب “دیپلماسی علمی” در دستور کار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفت و در قالب ماموریت “بین المللی شدن” دانشگاه های برتر با جدیت در حال پیگیری است.

الزامات بین المللی شدن دانشگاه ها

قبل از هر چیز، گام گذاشتن در مسیر “بین المللی شدن آموزش عالی” مستلزم فهم برخی از تغییر و تحولات مفهومی و بنیادین و نیز دلالت ها متعاقب آن در حوزه آموزش عالی است که بدون شناخت دقیق و سیاستگذاری علمی وعینی برمبنای این تحولات و تعیین دقیق اهداف و آمال برنامه ریزی، نتیجه دلخواه حاصل نخواهد شد. مهمترین این تحولات عبارتند از: 1-تجاری و صنعتی شدن آموزی عالی: براساس پیش بین های بین المللی، صنعت اموزش عالی به زودی به دومین صنعت و تجارت بزرگ و پرسود تبدیل خواهد شد،  2-رقابتی شدن آموزش عالی: متعاقب صنعتی شدن آموزش عالی، رقابتی شدیدی بین کشورهای مختلف برای تبدیل شدن به قطب های آموزش عالی بین المللی و منطفه به وجود آمده است، 3-بحران مالی در صنعت اموزش عالی و فرصت طلایی برای کشورهای دانشجو فرست: در بسیاری از کشورهای جهان بودجه های دولتی آموزش عالی به شدت کاهش یافته و این فرصت عالی برای کشورهای دانشجو فرست (همانند ایران) فراهم ساخته تا بتوان از آن به عنوان یک ابزار قوی در دوسویه ساختن روند تعاملات علمی و دانشگاهی استفاده کرد، 4-فرصت حضور نخبگان و محققان برجسته وطنی در حوزه های اموزش عالی است که  براساس آن هریک از نخبگان ایرانی در هرجای جهان می توانند نقش سفیران “دیپلماسی علمی ایران” را ایفا کنند.

با وجود پتانسیل بالایی که در زمینه آموزش عالی کشور وجود دارد، به خاطر دشواری فهم  تغییرات مفهومی فوق و نیز موانع بوروکراسی داخلی، “بین المللی شدن آموزش عالی کشور” راه دشوار و طولانی در پیش داشته، و مستلزم پیمودن مسیری پر پیچ و خم در فضای رقابتی بین المللی است. یکی از بهترین راهها برای پیمودن این مسیر، استقاده از تجربیات سایر کشورهای مشابه است که از جمله آنها می توان به کشور مالزی اشاره کرد.

مالزی کشوری نسبتا موفق در “بین المللی کردن آموزش عالی” و تبدیل شدن به قطب آموزش عالی در منطقه جنوب شرق آسیا است به طوری که در حال حاضر باوجود حضور بیش از 107 هزار دانشجوی خارجی، این کشور در منطقه جنوب شرق آسیا تقریبا بدون رقیب است. البته، تجربه مالزی نیاز به آسیب شناسی جدی هم دارد، ولی نکاتی هم دارد که بسیار آموزنده است.

بروکراسی زدایی و فراهم ساختن بستر درونی:

 مالزی بین المللی شدن آموزش عالی خود را از سال 1999 شروع کرد، در ابتدا بازنگری وسیعی در سیاست های داخلی در حوزه آموزش عالی ایجاد کرد، چندین طرح ملی مبتنی بر نظرسنجی و نیازسنجی از افکار عمومی در خصوص “پیامدهای و آسیب های بین المللی شدن آموزش عالی” انجام داده، و در نهایت با ایجاد تغییرات اساسی و بنیادین در مبانی فکری، ذهنی، قوانین و دستوالعمل های موجود در زمینه آموزش عالی، متناسب با فضای رقابتی بین المللی، این کشور را برای پذیرش فواید و مزایای بین المللی شدن در کنار تبعات و پیامدهای احتمالی آن آماده ساخت.

خیلی مهم است که بدانیم در برنامه ریزی اولیه آموزش عالی مالزی برای بین المللی شدن، بیش از 10500 نفر درگیر بوده اند که این شامل، 16 موسسه و سازمان مشاور بین المللی (از قیبل یونسکو، بانک جهانی، موسسه اسکوپوس , ..) ، 14 موسسه مشاور داخلی، روسای بیش از 90 دانشگاه داخلی، 4500 استاد و محقق دانشگاه، 40 گروه مختلف صنعتی، 25 شورای آموزشی ملی و محلی، 50 مشاور ارشد فکری، 140 انجمن والدین-اساتید، 20 اتحادیه آموزش، 250 دانشجوی بین المللی از نقاط مختلف جهان، 35 تیم مجزای بازنگری و منتقد و … می شود.

خروجی این برنامه ریزی، ایجاد 10 تغییر عمده مفهومی، قانونی، عملکردی مبتنی بر “نتیجه و خروجی” به دقت از پیش تعیین شده بود که نظام آموزش عالی مالزی باید به آن دست می یافت. چهار تغییر اول این برنامه، بر مخاطبان آموزش عالی به خصوص دانشجویان در حوزه های دانشگاهی و فنی حرفه ای، جامعه علمی و تمام مالزیایی هایی تاکید دارد که آنها را در یک فرایند “یادگیری مادامالعمر مشارکتی” قرار می دهد. شش تغییر دیگر بر افراد یا سازمان هایی تاکید می ورزند که برای اکوسیستم آموزش عالی فعالیت می کنند و شامل مولفه های مهمی همچون تامین منابع مالی، حاکمیت، نوآوری، بین المللی سازی، یادگیری آنلاین و ارائه آموزش می باشند.

از همان ابتدا،  بودجه آموزش عالی مالزی با هدف توسعه بیش از پیش به 7/7 درصد بودجه سالیانه کل کشور افزایش یافت (در سایر کشورهای مشابه و رقیب این رقم 5/5 است). در داخل، هدف افزایش 6 برابری تعداد ثبت نامی دانشگاه های این کشور در مقطع کارشناسی و افرایش 10 برابری تعداد ثبت نامی دانشگاه ها در مقطع فوق و دکتری بوده و درکنار آن افزایش سه برابری تعداد مقالات علمی، افزایش چهار برابری تعداد استنادات علمی به مقالات علمی  این کشور (Citation) و نیز افزایش 11 درصدی ثبت اختراعات علمی مورد توجه قرار گرفت که متعاقبا خیلی سریع به آن دست یافت. این درحالی است که در کوتاه مدت جذب 150 هزار دانشجوی خارجی و در درازدمت (تا سال 2025) جذب 250 هزار دانشجوی خارجی مورد هدف قرار گرفته است.

در همین راستا و در اواسط دهه اول قرن 21، پنج دانشگاه بزرگ دولتی این کشور با تزریق بودجه نیم میلیارد دلاری از سوی دولت به صورت پایلوت، “پژوهشی محور” شدند که طی آنها تاکید ویژه ای بر پژوهش به جای آموزش محض، و تاکید بر ارتباط با صنعت و تجاری سازی محصولت پژوهشی شد. نکته مهم اینکه این پنج دانشگاه حدود 80 درصد این بودجه تزریقی را ظرف پنج سال فقط از محل “تجاری سازی و فروش” محصولات پژوهشی خود در داخل کشور بدست آورند.

در کنار آن نیز به بخش خصوصی و دهها دانشگاهها و موسسات آموزش عالی که یکی پس از دیگر در همان فضا سربرآورده بودند، اختیارات گسترده ای در زمینه سیاست گذاری و توسعه برنامه های درسی و آموزشی با هدف جذب دانشجویان خارجی اعطا و بسترهای قانونی و لازم برای تسهیل فرایند های جانبی همچون استقلال در تصمیم گیری، صدور آسان روادید، ایجاد محیط چند فرهنگی و چند قومیتی و … فراهم شد.

حضور بین المللی قوی و تعاملی

در عرضه بین المللی، این کشور به سرعت 13 دفتر منطقه ای و بین المللی آموزش عالی مالزی در  سراسر جهان، از آسیای مرکزی گرفته تا خاورمیانه، آفریقا، آمریکای مرکزی و لاتین و …. تاسیس کرد و هر یک از این دفاتر با بودجه ای معادل 300 هزار دلار در سال، بازوی قدرتمندی برای توسعه آموزش عالی این کشور و جذب دانشجوی بین المللی ایفا کردند. به پشتوانه این دفاتر منطقه ای و بین المللی، دانشگاه های مالزی در 15 سال گذشته تقریبا در همه جا با پشتوانه دولتی حضور قوی داشته اند، از نمایشگاه های بین المللی محلی گرفته تا نمایشگاه های آموزش عالی منطقه ای و بین المللی، حضور همه جا و در هر زمان دانشگاه های مالزی،  فرصت اساسی “شناختی” فوق العاده ای برای مخاطب جهانی ایجاد کرد تا حداقل در فضای آموزش عالی بین المللی از این کشور به عنوان یک گزینه “آموزشی جدی” یاد شود.

همچنین این کشور با آشنایی کامل و جامع با فضای بین المللی و شناخت رقبا، بازار هدف را با دقت انتخاب کرد. درکنار فعالیت ها و حضور بین المللی قوی که صرفا به خاطر “بودن” در اروپا ، آمریکا و دیگر قطب های بزرگ بین المللی داشت، بخش عمده فعالیت های خود را برکشورهای همسطح و ضعیفتر متمرکز کرد به طوری که عمده دانشجویان خارجی مالزی از کشورهای همسایه و سپس کشورهای اسلامی خاورمیانه و آسیای مرکزی و سپس کشورهای آفریقایی است.

یادآوری این نکته خیلی مهم است که “بین المللی شدن” آموزش عالی مالزی همراه با “دپیلماسی نفوذ” این کشور در کشورهای کمتر توسعه یافته همراه بوده است. شاید عجیب بنظر برسد که برند آموزش عالی مالزی امروزه علاو بر کشورهای همسایه همچون اندونزی، چین، ویتنام، کامبوج و هند، در کشورهای فقیر آفریقایی بوستوانا، لسوتو، سیئرالیئون، اوگاندا، و … حضور جدی دارد به طوری که به جد می توان گفت با توجه به نبود نظام آموزش عالی مناسب در این کشورها،  نسل بعدی تصمیم گیر و تصمیم ساز آنها فارغ التحصیلان دانشگاه های مالزی خواهند بود.

متقابلا، نظام آموزش عالی مالزی  همگام با جهانی سازی، با انعطاف پذیری و درپیش گرفتن رویه تعاملی با رقبای بین المللی، این فرصت را نیز برای آموزش عالی جهانی فراهم ساخته تا در درون اکوسیستم آموزش عالی این کشور جذب شود  به طوریکه حضور دانشگاه های بزرگ و معتبری همچون ناتینگهام، موناش و هریوت وات (Heriot-Watt)  و دهها موسسه و مرکز آموزش بین المللی دیگر در همین راستا تعبیر می شود. ضمن آنکه حضور پرتعداد شعبات دانشگاه های بین المللی علاوه بر کمک به ارتقاء کیفیت آموزشی این کشور، تضمینی برای پویایی و بقای آموزش عالی مالزی در فضای رقابتی شدید  بین المللی نیز می باشد.

علاوه بر این، تبدیل کوالالامپور، پایتخت، و حومه آن به عنوان قطب آموزش عالی، و نیز راه اندازی و توسعه شهرک دانشگاهی اسکندر در جنوب مالزی و در نزدیکی سنگاپور نیز نشان دهند گام بلند این کشور برای ادغام کامل در صنعت آموزش عالی جهانی به عنوان یک صنعت بزرگ و پرسود است.

خروجی این نوع برنامه ریزی و سیاستگذاری در حوزه اموزش عالی، در همین مدت کوتاه (15 سال) آشکارا قابل مشاهده است. مالزی به صراحت و به اذعان جهانی، یک قطب منطقه ای و غیرقابل انکار برای آموزش عالی تبدیل شده است. هرچند فراز و نشیب هایی در حوزه هایی همچون جذب دانشجو در ارتباط با برخی کشورها داشته، اما همچنان مسیر رو به پیشرفت دارد.

همچنین علاوه بر تاسیس بیش از 500 موسسه اموزش عالی و افزایش تعداد دانشجویان داخلی به رقم بی سابقه 1.5 میلیون نفری، بیش از 107 هزار دانشجوی خارجی از 160 کشور جهان در حال حاضر در دانشگاه های این کشور مشغول به تحصیل هستند. این درحالی است که میزان درآمد سالیانه این کشور براساس آمار وزارت دارایی مالزی به ازای هر دانشجوی مجرد 11 هزار و 200 دلار و به ازای هر دانشجوی متاهل 21 هزار و 400 دلار می باشد. در صورت تداوم همین روند، می توان میزان درآمد مالزی از صنعت آموزش عالی مالزی از زمان آغاز قرن 21 تا کنون و چشم انداز آتی آن تا سال 2025 میلادی، بیش از 120 میلیارد دلار تخمین زد.

در سطحی دیگر، براساس رده بنده های جهانی همچون QS، پنج دانشگاه بزرگ مالزی هم اکنون در بین 100 دانشگاه برتر آسیا است. یک دانشگاه مالزی در بین 200 دانشگاه جهان و چهار دانشگاه دیگر نیز در رتبه ای زیر 500 در سطح جهان دارد. ضمن آنکه براساس رتبه بندی بین المللی “نظام های آموزش دانشگاهی پیشرو” در قرن 21 (Universities 21)، مالزی رتبه 28 از بین 50 کشوری را کسب کرد که نظام آموزشی فعال، پیشرو و مدرن دارند. این نظام بندی که براساس 4 فاکتور “منابع و سرمایه گذاری”، “محیط”، “قابلیت اتصال” و”خروجی (بازده)” متکی است، مالزی را از لحاظ منابع و سرمایه گذاری،  در رده 12 از 50 قرار داده است؛ هرچند در فاکتور بازده و خروجی، رتبه 44 کسب کرده است. همین امر، فاز دوم مالزی در راستای بین المللی سازی (چشم انداز آموزش عالی 2025) را بیشتر به سوی کیفی سازی بیشتر بخش های آموزشی سوق داده است.

*عباس قنبری باغستان، رایزن علمی ایران در شرق آسیا

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>